تبليغاتX
ستایش

ستایش

عشق شاید, زود تورا عاشق و دلتنگ کند اما هرگز تورا سیر نمی کند

تنها......

Hosted by Tinypic.com

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 2:20  توسط ستایش  | 

آتش جاودان..............

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 2:15  توسط ستایش  | 

قرار است:

قرار است امشب دو ماهي بميرند که

 ديگر سراغي ز دريا نگيرند قرار است

 چشمان ما بسته گردند اگر چه پر از

 آرزوهاي پيرند و بوي جهنم که آيد از اين

 شهر و مردان اينجا چه نا سر به زيرند تمام

 فصولي که مي آيد امسال بدون شک از

 ابتدا سردسيرند بعيد است امسال دستان

 سردم بدون بهار شما جان بگيرند و يک

 سال ديگر گذشت و نفسهام از اين لحظه

 هاي پر از غصه سيرند شب سرد و بي

 انتهاي زمستان قدمها مردد ولي ناگزيرند

 دو خط موازي رسيدن ندارند دو خط موازي

 فقط هم مسيرند.......


+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 2:12  توسط ستایش  | 

     شب که شد چشمانِ من ديگر نديد

روی پلکم سنگِ غم آمد پديد

فکر فردايم امانم می گرفت

گريه هايم بی صدا شد نا پديد...........

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 2:10  توسط ستایش  | 

عاشقی***********

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 2:5  توسط ستایش  | 

تنهایی..........



جنس تنهایی من تنگی شیشه ای ست

شیشه ای کز یک اشاره می شکست

من که بی تابم ولی این بی قراریهای من

از پس یک بغض سنگین می نشست

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 2:3  توسط ستایش  | 

آغوشت................

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 1:41  توسط ستایش  | 

اشک*************

 تا کی باید بگویم که عاشقم ، ولی یک عاشق تنها ،

عاشقی که معشوقش در کنارش نیست!

تا کی باید به انتظارت زیر باران بنشینم و همراه

با آسمان بنالم و ببارم؟ .... 

و تا کی باید با دستهای خالی ، با آغوش سرد ، با

 دلی خالی از آرزو و امید ، با چشمانی

 خیس و شاکی زندگی کنم؟ 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 1:39  توسط ستایش  | 

فراموشم مکن..........

شبی با خیال تو همخونه شددل

نبودی ندیدی چه ویرونه شد دل

                                           نبودی ندیدی پریشونیامو

فقط باد و باران شنیدند صدامو ...............
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 1:35  توسط ستایش  | 

ندیدن...................


+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 1:24  توسط ستایش  |